خزینه

کیسه میکشیم بر مخ و باورها

شکست

عرفا (منظورم عرفای درست و درمونه) می‌گن، عشق فراگیره. برا همین تو تعالیمشون می‌گن تو پا تو راه عشق بزار حتی می خاد عشق زن باشه یا پول و جاه و مقام، فرقی نداره. چون اگه موفق بشی عاشق بشی (به مقام عشق برسی)، دیگه اون موضوع، کلیت پیدا میکنه و تبدیل میشه به همه چی. کسی که موفق بشه عاشق پول (مثلا) بشه، (عاشقا، نه این تب تصاحب که همه با عشق توهم میزننش) اونوخته که طبق خاصیت فراگیری عشق، دیگه عاشق خدا و پیغمبر و مردم و گدا و عامی و ال و بل میشه. رد خور نداره! 

از عشق میکشیم بیرون که اینهمه قرن، همین عارفا شلوار و زیر شلواری و حتی محتویاتشو پاره کردن نتونستن عشقو برا کسی روشن کنن که چیه!! فقط همین که چیز خوبیه و همه دنبالشن عایدمون شده و یه عالمه شعر! ولی . . .

یه مثلی هست ترکای آمریکا میگن، ون ایتز رینینگ ایتز پورررررینگ. فارسیش میشه وقتی بباره دنبالش سیل میاد! 
آدما معمولا نسبت به باورهاشون، مقاومن و متعصب. (تعصبم که معنی محترمانه ی جهل هست) ولی یه وختی میشه که سدش میشکنه و بعد از اون دیگه آدم عوض  میشه، شنواییش فرق میکنه، دیدش فرق میکنه، فکرش فرق می کنه، مثل ترَکی که تو دیوار یه سد ایجاد میشه. کافیه یکی از باورهای سختش بشکنه. تا قبل از اون از کلیت دفاع میکنه ولی بعدش دیگه شل میشه، دیگه مثل قبل نیست، دیگه تعصب با آگاهی از بین رفته، اینهم از خواص آگاهیه، آگاهی هم مثل عشق می مونه، فراگیره، وقتی کسی نسبت به چیزی آگاهی پیدا می کنه، دنباله ش هم مثل سیل بدنبالش میاد. 

این قاعده رو، همه ی کنترلچیا میدونن. میخاد کنترلچیای مذهبی باشه، میخاد خانوادگی باشه، میخاد چه میدونم، همونایی که خفن اصرار دارن تو حفظ رسم و رسومات و باورها. همونا خوب میدونن که اگه کمترین شکی به حتی بی معنی ترین مفاهیم وارد بشه، یعنی فاتحه ی کنترلشون! یعنی فاتحه ی تسلطشون. یعنی فاتحه ی همه چیز! و فاتحه ی همه چیز با یه کلمه شروع میشه. چرا؟! چرا؟ کلمه ای زیبا که بجز آگاهی یا فریب!! با چیز دیگه ای آرام نمیگیره.

  
نویسنده : رایان ; ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها : چه میدونم

طرح ترافیک

صدر اسلام: اصحاب یمین و اصحاب یسار
ابوسفیان لحظاتی پیش از سقوط مکه: اشهد ان .. و اشهد ان .. ، حال بگذارید بروم!

الیوم: پلاک زوج و پلاک فرد
فروش آرم طرح ترافیک بدون نیاز به مراجعه! از اینجا

  
نویسنده : رایان ; ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها : شر و ور

زنبور بیعسل

یکی از دلایلی که ثابت می کنه کلمات قصار بی خاصیت هستن همینه که بیشتر کسایی ازش استفاده میکنن که عمل و فکرشون دقیقا برعکسشه!!

  
نویسنده : رایان ; ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها : کلمات قصور

سپاس

شهر خالی جاده خالی کوچه خالی خانه خالی

جام خالی، سفره خالی، ساغر و پیمانه خالی

کوچ کرده دسته دسته ، آشنایان ، عندلیبان

باغ خالی باغچه خالی شاخه خالی لانه خالی

 

از تمام دوستان عزیز که زحمت درج تسلیتی را به خودشون هموار کردن تشکر می‌کنم. آرزوی سلامتی و شادابی رو برای شما و هرکه که دوستشون دارید رو دارم.
آیکون یک بغل گل خدمت شما.

  
نویسنده : رایان ; ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها :

به سرم آمد آنچه . . .

.
.
.
1388 - من چهار تا برادر دارم، ما پنشتا داداشیم.
1389 - من چهار تا برادر دارم، ما پنشتا داداشیم.
فروردین 1390 - من چهار تا برادر دارم، ما پنشتا داداشیم.
15 اردیبهشت 1390 - من چهار تا برادر دارم، ما پنشتا داداشیم. 
16 اردیبهشت 1390 - من چهار تا برادر دارم، ما پنشتا داداشیم.
17 اردیبهشت 1390 - من چهار سه تا برادر دارم، ما . . چهار . . تا داداشیم.

  
نویسنده : رایان ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها :

جوراب

زندگی مثل جوراب* می مونه، تا وختی سرت گرمه، خیلی هم خوبه و ضروری، امان از وختی که بخای دوزار استراحت کنی! انگاری مزاحم نفس کشیدنته! 

* قطعا منظورم جوراب زنونه نیست!

  
نویسنده : رایان ; ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها : کلمات قصور

سلمونی

سلمونی آقا مصطفی (برا خودم)
قرچ قرچ قرچ قرچ خرت قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ خرت قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ ویژژژژ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ  قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ خرت خرت قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ خخ خخ خخ پیس پیس قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ خرت خرت قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ قرچ فرت فورت فوت. 
ویز ویز ویز (موهای گوش) ززز ززز زززز (موهای دماخ) قیچ قیچ قیچ (ابروها)
مدت انجام: 45 دیقه. دستمزد: هزار و پونصد تومن.  

آرایشگاه بنفشه جوووون (برا دختر فسقلم)
قررررچ قررررچ قررچ.
مدت انجام: 4 دیقه و 35 ثانیه. دستمزد: بیست تومن. 

  
نویسنده : رایان ; ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها : شر و ور

به وقتش

بسته به امکانات، یه شکل خیلی خوشگل از انتقام، خوبی کردن اساسی هست برا کسی که نباید!!

  
نویسنده : رایان ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها : کلمات قصور

درخت جوجه کلاغ

حکایت گریه نکردن مردها، شبیه حکایت دیده نشدن جفتگیری کلاغاست!

  
نویسنده : رایان ; ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها : کلمات قصور

سنگ بزرگ علامت زدن است

عاشخ شدن (حتی اگه عشخش رو قبول کنیم) می‌تونه واسه چیزای مختلفی باشه. می‌تونه واسه خوشگلی باشه. می‌تونه واسه هیکل باشه. می‌تونه واسه اخلاخ باشه. می‌تونه واسه رفتار باشه. می‌تونه واسه سواد باشه. می‌تونه واسه عقل باشه. می‌تونه واسه شجاعت باشه. می‌تونه واسه خیلی چیزا باشه. ولی بسته به مورد و اینکه موردش چقدر واسه مون بزرگ هست، مثل یه جنسه. مثل یه موبایل. مثل یه ماشین. مثل یه خونه. مدل جدیداش تو راهن! یا همون دست بالا دست بسیار است!!

وختی یکی بهم میگه عاشخمه! (حالا فرض کن عاشخ پاشنه ی پام!!) خند‌ه‌م می‌گیره. طرف برام مثل اون بچه‌ی کلاس اولی می‌مونه که دو تا الفبا خونده و فکر می‌کنه دیگه تمام علوم دنیا رو حالیشه. رفتارش برام خنده داره. همه می‌گن چقدر چموشم. آره هستم. زیر بار عشخشون رفتن یعنی قبول کردن اینکه آره با دوزار الفبا همه سوات دنیا رو دارن. یعنی خودمو بندازم تو مسابقه‌ی پاشنه‌ی پا!!‌ اونم حالیش نباشه من حالیمه که پاشنه پاهای خیلی خوشگلتر از پاشنه پای من هست. واسه همینه همیشه میگم: منو کم ولی همیشه دوست داشته باش

  
نویسنده : رایان ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها : چه میدونم

سه‌فاز

برحسب تجربه‌ی من، در مقابل هر زن یا مردی که خیلی از ازدواجش راضیه، همسری وجود داره که به ترتیب در یکی از این سه "فاز" بسر می‌بره:

در حال له شدن هست.
له شده و دیگه چیزی از خودش باقی نمونده.
بنابر پوچی خودش و رضایت همسرش، فکر میکنه زندگی خوبی داره!

و بدین سان تا آخر عمر، به خوبی و خوشی زندگی میکنه. (فعل مفرد می‌باشد! جهت اون آدم راضی اولیه!)

  
نویسنده : رایان ; ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها : ادعاهام

صداقت

تی وی تو سالن روشنه. یارو داره با یکی مصاحبه می‌کنه. فقط به عنوان یه صدا که دوروورم ساکت نباشه. گوشم بهش نیست. می‌شنوم بی اونکه بهش فکر کنم. یهویی انگاری برق گرفته باشدم. سه تا جمله شون تو گوشم پررنگ می‌شه. حواسم رو از کارم پرت می‌کنه. مجریه ازش سوال کرده تو خونه به خانومش کمک می‌کنه؟ آقاهه جواب میده نه! مجریه با ذوق و شوق داد می‌زنه "واااااااااااای چه صداقتی!! " . . .

فکرشو بکن. تشخیص صداقت به همین سادگیه. تنها به این ربط داره که جوابمون اونی نباشه که منتظرشیم. نمی‌دونم چطوری بگم. یعنی می‌دونین، رسما همه جا منتظر دروغیم. رسما. 
نه جون من تصور کن. صداقت یعنی اعتراف. اعتراف به بدی. هر چی بدتر، میزان صداقت بیشتر. و جالبیش می‌دونی چیه؟ اینکه تلویحا همه می‌دونیم که راست چیه و دروغ چیه. ولی حتی به خودمون هم دروغ می‌گیم. خودمون هم دروغگوییم. اگه کسی هم باشه که بگه بابا دروغه، همه چی دروغه، روش صدتا اسم می‌زاریم. چون تصور زندگی بدون دروغ برامون سخته. غیر ممکنه. چون نمی‌خایم آسایشی که این دروغها برامون ایجاد کردن رو از دست بدیم. حداقل اینطور فکر می‌کنیم که با همین دروغها راحتیم. دروغها کم دردسرن البته. 

  
نویسنده : رایان ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها : متحیرات