خزینه

کیسه میکشیم بر مخ و باورها

مادر

یک هفته س. از جمعه ی پیش تا حالا، هر کاری کردم، هیچی به ذهنم نیومده. نه حتی یک تیتر مناسب. نه تعریفی فراخور شجاعتهاش، گذشتهاش، مهربانیهاش، زیباییش، صبرش، ... نمیدونم، هر چی میخام بنویسم راضیم نمیکنه. خیلی کمه. حداقل برا خودم که میدونم چطور زندگی کرد.

هفته ی پیش، مادرم، از پیش ما رفت. برای همیشه.

  
نویسنده : رایان ; ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠
تگ ها : یومیاتم