خزینه

کیسه میکشیم بر مخ و باورها

نیازمند منبع است

چند سال پیش بود، مطلبی که خودم روش کار کرده بودم رو کرمم گرفت رو ویکیپدیا بزارم. کارای اولیشو کردم و مطلب رو درست کردم و ارسال کردم. خیلی نگذشته بود دیدم یکی از ادمینها، تگ نیازمند منبع روش زده. مستندات ازم خواسته بودند و بنابه دلایلی از جمله اینکه نمیخواستم اسم خودم مطرح شه، بیخیالش شدم و با اینکه مطلب به حد خودش مهم بود، اونا هم بیخیالش شدن!!

حتی مطالبی که تو سایتشون ثبت شده هست هم اگر تجربه شو داشته باشین، همه چی یا منبعش ذکر شده یا اگر منبعی هم نداشته باشه، علامت "نیازمند منبع" کنارش روشنه، اینطوری حداقل خواننده میتونه به شکل واضح و روشن متوجه بشه که اون پاراگراف یا مطلب صرفا یه ادعاس! یه حرف بی منبع و ماخذی هست. که شاید درست باشه و شاید غلط. عالیه. محشره. فوق العاده س. نه؟ خیلی به فکر انداخت منو.

قطعا نمیشه دلایل شخصیت یک جامعه رو با یکی دو تا مشخصه تجزیه و تحلیل کرد ولی من فکر میکنم یکی از بزرگترین معرفه های شکل گیری فرهنگ و رفتار یک جامعه همین هست که چقدر راحت و بدون منبع میشه احساسات اون جامعه رو انگولک کرد. چقدر راحت میشه حرفی رو بهشون قبولوند و یا چقدر سریع میشه باوری رو از سرشون انداخت. چقدر راحت حرفی که میشنوید رو باور میکنید؟ چقدر سریع به هر کسی اعتماد میکنید؟ چقدر سریع ایمیلی که براتون اومده رو فوروارد میکنید؟ چقدر ساده هر شایعه ای رو پخش میکنید؟ چقدر راحت مخاطبتون میتونه شما رو شکل بده؟ چقدر تو شنیده هاتون از مخاطبتون تقاضای منبع میکنید؟

وقتشه، هر کسی، در هر موقعیت و مقامی که هست، میخاد رئیس باشه یا پدر و مادر، معلم اخلاقی یا دینی، دوست، همکار، هر کی! برای گفته هاش، اعتقادی یا علمی، منبعشو هم داشته باشه. وقتشه، از مزخرفگویی ها پرهیز کنیم، وقتشه از نقل قولهای بی منبع و بی ماخذ و بی ریشه پرهیز کنیم، وقتشه به مخاطبمون گوشزد کنیم که چقدر گفته هاش مبتنی بر مهملاته و بهتره این روش رو عوض کنه. وقتشه حداقل تو گوشه ی ذهنمون این جمله رو همیشه داشته باشیم که "نیازمند منبع است".

× و یا حداقل بدانیم که از ماست که بر ماست.

  
نویسنده : رایان ; ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ بهمن ۱۳٩٠
تگ ها : قلمبه ، افاضه