خزینه

کیسه میکشیم بر مخ و باورها

پنیر

شونصد ساله دارم برا صبحونه نون و پنیر با چای شیرین می‌خورم هنوز که هنوزه ازش سیر نشدم و قول میدم تا خون در رگ ماست، نون پنیر صبحونه‌ی ماست!
داشتم فکر می‌کردم چی میشد ما آدما میتونستیم با خوردنیا ازدواج کنیم؟ چه زندگی شیرینی داشتیم؟ ابله

* بیخود نیست فرانسویا عاشق پنیرن!

  
نویسنده : رایان ; ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٠
تگ ها : شر و ور