خزینه

کیسه میکشیم بر مخ و باورها

جایگاه اختصاصی آب

صبحی شال و کلاه کردم تا راه بیافتم برم یکم از کارای عقب افتاده رو انجام بدم. همون اول کار ماشین شروع کرد به پت پت پت پرت! تا به اتوبان نرسیدم سرشو برگردوندم طرف آقا مهرداد. آقا مهرداد سرمکانیک متخصص ماشینای چشم بادومی هست که چندین بار شخصا در آموزشهای تخصصی تو خود ژاپن حضور داشته و سندش هم موجوده! تا برسم بهش دل تو دلم نبود که الانه که وسط راه بمونم و دیگران هم به تخ.م مبارکشون نیست که مشکل دارم که، هر کی رد شه فحشو میکشه و ازم رد میشه. خوشبختانه فحش نخورده رسیدم به ١۵ متری تعمیرگاهش. ماشینو میگی؟ یه تکونی خورد و درست شد!!! تعجب جل الخالخ!

براش تعریف میکنم و میگم جون امام موسی صدر قسم همین ١۵ متری اینجا خوب شد! میخنده و میگه خب مشکلو نبینم چطور تعمیرش کنم؟ گفتم خب شرح حال میدم. وختی گفتم چطوری و با چه صدایی کار میکرد گفت تازه‌گی بنزین جای خاصی زدی؟ میگم دفه پیش تو جاده بودم مجبور شدم وسط راه باکو پرش کنم. وگرنه همیشه تو شهر میزنم. میگه بنزینت با آب قاتی بوده. جای بنزین آب زدی!! میگم ای بابا! حالا چه کنم؟ میگه هیچی تا دو باک همینجوری اذیتت خواهد کرد تا رفع بشه. بهش میگم آقا مهرداد، این رو هم ژاپن یاد گرفتی؟ یعنی ژاپن هم آب رو لیتری ٧٠٠ تومن میریزن تو باکت؟ میخنده میگه نه. اینو به تجربه‌ی بسیار در ایران عزیز یاد گرفتم! حالا برو وختمو نگیر!

یعنی نصورشو بکن. آب لیتری ٧٠٠ تومن جهندم، تا یه ماه باید تو خیابون و وسط جاده نگران پت پت و خاموش شدن ماشین باشم. ای تو روحت ... خب میگفتی پول دو لیتر بنزینم بده به خودم در عوض منم دولیتر آب نمیریزم تو باکت اسیر و ویلون بشی!

  
نویسنده : رایان ; ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ خرداد ۱۳٩٠
تگ ها : شر و ور