خزینه

کیسه میکشیم بر مخ و باورها

آقای صدا آیا؟

کنسرتهای مختلفی رو رفتم. به قول معروف زنده! (مگه کنسرت مرده هم داریم؟) از سنتی تا پاپ و حتی هیوی متال و راک. شجریان تا این جوون جیگرا. مثلا شجریان رو نیگا میکنی یا مثلا افتخاری رو، صدا دارن تا خود کره‌ی ماه، اونوخ مثل آدم نشستن یه گوشه‌ای و حتی متوجه باز و بست شدن دهنشون نمی‌شی. اونوخ صداشون با تمام اوجا و فرودا تو تمام گامها یه دست و قوی. خوبه اشعارشون هم همیشه پرمعنی و احساسی و عشقی.
حالا میشینی پای این خواننده جدیدا، با پن‌شیش‌تاشون آشنام. صداشون هم قبول خوبه، اصلا هم کاری ندارم که میکروفن رو ازشون بگیری باید سمعک بزنی! چیزی که حرصمو در میاره ادا اطواریه که موقع خوندن در میارن. آخ

تمام کاری که کردن، البته بعد از اولین خوندن تو جمع و توجه نکردن به خنده‌های حضار!! اینه که رفتن تو کلاس آواز یه خانومی شرکت کردن (مربی خانوم معمولا سن بالا گرفتنشون هم برام جالبه!) و سه ماه دوره دیدن و بعدش به لطف صدا و استعداد مادرزادی، شدن خواننده، اصلا هم موضوع صداشون نیست که تنها صدایی که حسودی منو برانگیخته میکنه صدای احسان خواجه‌امیری هست و بس، ولی موقع خوندن چنان سر و گردن تکون میدن و مشت حواله‌ی آسمان می‌کنن و زور میزنن و رگ قلمبه میکنن که انگاری چه زحمتی دارن میکشن و چقدر کارشون سخته. یعنی فکرشو بکن، همونی که کنارت نشسته داره دمبک می‌زنه کمه کمه کمش ٣ سال شب و روز نشسته مدام با انگشتاش زده تم، بک، تم، بک، .. انقدی که پوست به انگشتش نمونده، ولی قد تویی که همش ٣ ماه اونم هفته ی دو روز رفتی پیش مادام فوفو، والا قیافه نمی‌گیره و زور نمی‌زنه! بابا ما قبولت داریم، صدات قشنگه، دست بابا مامانت درد نکنه، ولی انگاری کسی که قبول نداره هنری داره خودتون هستین که مدام با این قیافه‌ها مشغول قسم خوردن هستین که خیلی سخته!!  نیشخند

  
نویسنده : رایان ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ خرداد ۱۳٩٠
تگ ها : چه میدونم