خزینه

کیسه میکشیم بر مخ و باورها

خدای من

"خدای من"، "خدای من"، بزرگترین معضل جامعه بشری. "خدای من". "خدای تو". "خدای اون". خدایی که باید مرجع رفع مشکلات باشه خودش بزرگترین چالش بشری هست. ظاهرا هم خواهد بود، حالا حالاها.

درکش خیلی سخت نیست. تصور کن معیار وزن همین کیلو باشه. یعنی تو ری هم بگن کیلو، تو تبریز هم بگن کیلو. ولی مثه "من ری" و "من تبریز" هرکدوم یه سازی بزنه. خب معلومه وزنهه ساز نمیزنه ولی صاحبش که میزنه! تصور کن جامعه ای رو که هر فروشگاهی برا خودش سنگ وزنه ی خودشو داره و صد البته همه در محکمه میگن معیار سنجش من کیلو هست!! به خدا کیلو هست. والا کیلو هست!! به پیغمبر کیلو هست!!

"خدای من" در جوامع بشری، از همون وقتی که بیان شد تا امروز، همین تعریف کیلو هست که مقدارش به خود طرفش وانهاده شده. برا یکی خدایی هست مهربان و بخشایشگر، برا یکی خدایی خشن و بی رحم. برا یکی اهل اغماض، برا یکی سختگیر. برا یکی رحما برا یکی اشدا . . . یعنی صد رحمت به خدایان رم و یونان. چند تا بودن؟ 12 تا؟ ولی ادیان توحیدی چند تا خدا قسمتمون کردن؟ به قول فیلم مارمولک (با بازی عالی پرویز پرستویی)، به تعداد انسانهای روی زمین، راه برای رسیدن به خدا وجود داره. منهم میگم به تعداد انسانهای روی زمین، خدا وجود داره. خدایانی که اکثرا در پیروان حتی یک دین و مسلک، صفاتی کاملا متناقض با همدیگه دارن چه رسد به ادیان همریشه که هیچکدوم اونیکی رو قبول نداره.

اگر "خدا" تعریف و تعاملی بود بین اون و خود انسانها به تنهایی، یقینا مشکلی نبود این تفاوتها. ولی مشکل از اینجا شروع شد که انسانها با خدای خاص خودشون با همدیگه تعامل کردند و میکنند. قضاوت کردند و میکنند . . .

  
نویسنده : رایان ; ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٠
تگ ها : افاضه ، متحیرات