خزینه

کیسه میکشیم بر مخ و باورها

آگاهیت

قال رایان (اطال الله بقائه)  افضل الناس، من هو آجاهَهوُ! یعنی برترین مردم، آگاهترینانند!
(به زبون خودمون: آگاهی خوبه)

متاسفانه اکثرا، بر حسب همون ناآگاهی، فکر میکنن که آگاهی ِ منظور من، یعنی حتما یه متخصص کلُفت باشی، واقف به تمام تئوریهای از بیگ‌بنگ گرفته تا اطلاع از شناسنامه‌ی تمامی میلیاردها ستاره‌ی تا شعاع 250 میلیون سال نوری اطرافمون و دانستن کلیه علوم شیمی و زیست شناسی و فیزیک و ... نه!، تنها کمکی که این علوم میکنن اینه که ما رو از عقاید مزخرف مبتنی بر جهل نجات بدن.

آگاهی، چیزی که مد نظر من هست، یعنی اِشراف، یعنی وسعت دید، یعنی نداشتن پیش قضاوت، یعنی سیب زمینی بودن، یعنی یخ بودن! یعنی ماست بودن! یعنی به زبان ساده: ندانستن!!
آره شاید خیلی مسخره باشه که آگاهی رایان یعنی ندانستن!! خب برا همینه که قواعد بازی من، با بقیه فرق میکنه. برا همینه که به عنوان تعریف خودم معمولا می‌گم بزرگترین چیزی که تو زندگی بهش رسیدم اینه که نمی‌دانم. ولی این نمی‌دانم آیا همون چس کنونیه که اکثرن وقتی میخان اظهار فضل کنن و فروتنیه بزرگوارانه!! بیان می‌کنن؟ مثلا: تا بدانجا رسید دانش من که بدانم همی نادانم؟! یا مثلا: من در برابر دریای علوم ذره ای بیش نیستم و از این شر و ورهای مودبانه. همون قیف به زبون ساده؟
نچ! نمی‌دانم من به شکل واضحی ندانستن است. یعنی حضور خالص بدون پیش‌فرضها.

فرض کنید، زن همسایه اومده پیشتون و می‌گه فلانی، من دیروز به شوهرم خیانت کردم! همون لحظه چه اتفاقی براتون میافته؟ هر اتفاقی براتون میافته، همون میزان دانسته‌هاتون هست. اگه فوری ازش متنفر میشین و بی‌برو برگرد متهمه! خب شما خیلی میدانید!! در واقع آگاهیتون صفره! (یه فکری به حال خودتون بکنید). بسته به قضاوتهای حتی درونیتون، به همون میزان شما آگاهیتون پایینه! منظورم از ماست بودن، سیب زمینی بودن، همینه، یعنی ببینید چقدر ریلکس و بدون بافندگی ذهنیتون میتونین بهش مجال بدین که حرفاشو ادامه بده؟ و حداقل تا حرفش تموم نشده قضاوتش نکنید . زر نزنید!
هر چقدر ندانید!! هر چقدر باورهاتون کم باشه، هر چقدر عقاید و پیش‌فرضهاتون در این مورد کمتر باشه، به همون نسبت شما فرد آگاه‌تری هستید، دنیای شما بزرگتره، وسعت دیدتون فراختره، درکتون بالاتره. جیگرید. محشرید! (از نظر بنده قطعا)

آگاهی، یعنی نبستن در امکانات!‌ یعنی دیدن فرصتها. یعنی فرصت آموختن. یعنی فرصت کشف. یعنی عشق! یعنی قدرت شنوایی. یعنی عظمت. یعنی بزرگواری. یعنی خرد. یعنی واقعیت. یعنی دیدن هر چیزی همونجوری که هست. یعنی زندگی.

× آگاهی "صفر و یک" نیست. یک فرد یا آگاه یا ناآگاه نیست. میزانش متفاوته.
× عقل کلها (سبز) پایین‌ترین سطح آگاهی هستند. سطح بالاش حد و مرزی نداره.
× معلم اول می گه: دانایی خوب است. نادانی بد است. نمیدانم ِ من، عین دانایی ایشون هست.
× به نظر من، دانشمندا تمام تلاششون اینه که بهمون ثابت کنن چقدر اشتباه می‌کنیم و چقدر واقعیت با حقایقی که خودمون رو توش خفه کردیم مختلفه. به عبارتی همون قضیه‌ی دیوانه و سنگ و چاه و صد تا عاقله!
× آگاهی حتی به علوم مذکور هم وابسته نیست. تئوری بیگ‌بنگ سال دیگه ممکنه با تئوری بنگ‌بنگ عوض بشه! خدا رو چه دیدی؟!‌ یا یهو حرف رایان درست از آب دربیاد که اصلا ماده وجود نداره از بیخ!‌
× هرچقدر بیشتر حرص و جوش میخوری و بیشتر شاکی هستی همونقدر آگاهیت پایینه.
× هرچقدر بیشتر باید و نباید داری، همونقدر میزان آگاهیت پایینه.
× جون خودم منظورم از این نوشته این نیست که من آدم آگاهی هستم. از من بکشین بیرون!

  
نویسنده : رایان ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠