قباحت

‫دلیل اینکه با مطرح کردن چیزی، قبحش به اصطلاح از بین میره‬ ‫این نیست که مردم گوسفند تشریف دارن و منتظرن تا چیزی گفته بشه و به ساده گی منحرف بشن! ‫
دلیلش اینه که آدما معمولا هزاران بکن نکن دارن که در طول عمرشون حتی یه بار هم بهش فکر نکردن که چرا؟! و فقط ازش پیروی میکنن (حتی تا پای جان و به قیمت جان). مطرح کردن چیزهایی که باعث میشه قباحتش از بین بره یعنی تلویحا، دعوت دیگران به فکر کردن به اون قضیه (بسته به ییبوست فکریشون)، و اگر نسبت بهش نرم بشن (یعنی همون از بین رفتن قبحش)، یعنی به شکلی پذیرفتن اینکه اون باور، به اون زشتی که بهشون چپونده بودن نیست! 

/ 14 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آبجی کوچیکه

مثل مردایی که نمیذارن زناشون کار کنن که چشم و گوششون باز نشه [مغرور]

خاموش

ها ها ها [خنده] ببین چه جوری نوشتی که خواننده به این نتیجه می رسه [زبان] ولی جدا از شوخی شاید اشتباه از گیرنده بوده.. فرستنده که تاج سرن! [نیشخند]

مهـــــــــــــــربان

من به این اعتقاد دارم که نباید چیزی را که زشته علنی کرد ..لازم نیست خیلی از چیزها دیکته باشند .فطرت انسان می دونه چی خوبه چی بد ولی بعضی ها حتی فطرتشون را هم سرکوب می کنن ........................ زندگی بارشه .دنیا هم حرمتی داره هیچ کدام را نباید به زشتی عادت بدیم

مهـــــــــــــــربان

خوبی وبدی در وجود انسان هاست ..خودشون می دونن چی خوبه چی بده ...لازم نیست کسی به کسی هشدار بده من برای خوشایند کسی حرف نمی زنم تا به مزاج کسی خوش بیاد بنابراین از ترفندی که برای خانم ها استفاده می کنی تا ناراحت شن برای من استفاده نکن ....[نیشخند] من با مردهای زیادی در جامعه کار کردم ومی دونم توی سرتون چی می گذره [نیشخند] از نظر من که خودم تجربه سال ها دانشگاه را دارم مدرک تحصیلی اصلا نشان دهنده شعور نیست .بنابراین فکر نکنید اگر یه دکتر مدرک داره یعنی بچه نیست وشعورش رشد کرده خوشبختانه این سال ها سهمیه هم زیاد دارن (این جواب کامنتتون بود) حرمت ؟ متاسفانه همین مورد را توی جامعه داریم از دست می دیم احترام گذاشتن به هم دیگه را

مهـــــــــــــــربان

شاید به قول شما من مثل مادر بزرگ ها حرف می زنم ولی امیدوارم مادر بزرگ من که خدا رحمتش کنه در جوانی مثل شما فکر نکرده باشه [نیشخند] رنج آوره اگر هر دو یک تجربه را داشته باشید [نیشخند] ........................[گل][گل][گل][گل]................[چشمک]

کیا

بله ... یکی از واژه هایی که هیچ وقت نشد درکش کنم " گناه " بود ! نمی فهمیدم چرا کاری که برای من تفریح است ؛ لذت است ؛ تجربه است . برای دیگران زشت و اشتباه به حساب می آید . هیچ وقت این واژه را دوست نداشتم . بحث کار خوب و کار بد نیست . ( که باز هم نه به خوب و نه به بد اعتقاد ندارم ؛ یکبار نوشتم دنیای خاکستری ها . بد من شاید خوب شما باشد . مثل مشروب ! اگر شما گفتید بد است یا خوب ! ) من فکر می کنم این که شما منظورتان است ؛ مثل همان پوست کندن می ماند. کالبد شکافی ! اینکه یک باور ؛ عقیده و یا حتی یک کلمه را پیش خودت بازش کنی که بفهمی اش بد نیست . در باور عمومی ما زشتی را عیان کردن بد است . به دلیل همان که فکر می کنیم ملت گوسفند هستند ! الان رسیدم به همان کنسرو های شما ! [نیشخند]

مهـــــــــــــــربان

شما کلا دوست دارید فقط مخالفت کنی .بحث کردن به معنای مخالفت محض نیست .مثلا من می گم خدا مادربزرگم را رحمت کنه شما می گی روحش شاد باشه ..یادم به اون دادگاهی افتاد که آخرش سقراط را شوکران خوراندند .... بی ربطه ؟ این طوریه دیگه مثلا من نمی دونم متوهن در کجای لغت نامه فارسی قرار گرفته [نیشخند] یا مثلا نمی دونم چرا این قدر خودتون را به حق می دونید که من باید اندیشه وشوخ سالیان سال را به دست کیسه زبر شما بسپارم[نیشخند] در ضمن شما که خیلی متجدد هستین و با من مادربزرگ متفاوت برای شما چه اهمیتی داره که من ناراحت می شم یا نه ؟ من فکر نمیکنم در آلمان هم زیاد اهمیت داشته باشه [خنده] به هر حال من از شوخی وجدی ناراحت نمی شم مگر اینکه رنگ توهین بگیره [گل][گل]

مهـــــــــــــــربان

باز هم از اون ترفندی استفاده کردی که برای همه استفاده میکنی [ابرو] من به شما می گم ناراحت نمی شم و شما یه چیز دیگه جواب می دی برای من یه راه جدید پیدا کن چون من خیلی مغرورم باهوشم [مغرور]