عصر جدید

مشکلات تو زندگی مثه کوله باری هستن که هر روز به دوش میکشی،

تو یه زندگی عادی، یه تعادلی هست بین کوله باری که به دوشت اضافه میشه، و کوله باری که به زمین میزاری، هر روز مشکلاتی حل میشه و مشکلاتی جدید پدید میاد. هر کسی، کم یا زیاد، وضعیتش همینه، اصلا زندگی یعنی همین، یک تلاش و جدال مداوم با مسایل زندگی، از یکی فارغ میشی یکی دیگه سرو کله ش پیدا میشه.

مشکل اصلی، وقتیه که چیزی از این بارتو زمین نذاشته، یکی دیگه میاد رو دوشت، یکی دیگه، یکی دیگه، عین فیلم عصر جدید چارلی چاپلین، اون خط تولیده! هر چی بیشتر جا میمونی، بیشتر پس میری، انگار دیگه تمام توجهت معطوف میشه به بارهای جدید تا بارهایی که باید زمینشون بزاری. تا جاییکه دیگه حس میکنی انگاری درست شدنی نیست. همه چی از دستت در میره. همه چی.

/ 7 نظر / 8 بازدید
corona

براي من هم پيش اومده که خودمو رو خط توليد گرفتار ديدم. اينجور موقع ها ترمز دستي رو ميکشم و خط توليدو متوقف ميکنم. ميرم توو غار خودم و يکي يکي به اون مسائلي که بايد حل بشن مي رسم تا به حد تعادل برگردم. اولش سخته و بهونه تراشي زياده که نميشه و شرايط فلان و چنانه و ... ولي آخرش ميبيني هيچ راهي جز کشيدن ترمز دستي نيست. بهونه هارو ميذاري کنار و از روي خط توليد مياي پايين و به کارها سر صبر وبا حوصله رسيدگي ميکني :)

مریم

رایان! من از بزرگ شدن هرچقدر هم بخوام فرار کنم ، اون سراغم میاد ... من هم قد فسقلی خودم ، بارهای زمین نذاشته زیاد دارم :( مریم فینگیلی

خاموش

یه روزی از همه ی این کوله بارها فقط خاطره است که به جا می مونه، یه شونه ی خسته با یه لبخند ژکوند...

بهاره

وقتی همه چی از دستمون در رفت بعد چی میشه؟؟

ماهی

و اینکه بعضی ها ژست آدم بدبخت و بیزی رو دوس دارن,حتی شده خودشونو....که یه مشکل بزان[نیشخند]