تمرین ذهنی

مشق زندگی مثل مشق رانندگی می مونه لامصب. شاید بشینی همه جا خوشزبونی کنی و از مهارتهای فرضیت در سرعت و ترمز و دور فرمون و قانون و ال و بل بگی، ولی تا وختیکه حین سبقت از پشت همون ماشینه یکی نیومده و نکوبیده شل و پلت کنه! نمی فهمی که دید کور یعنی چی! تازه باید خسارتشو هم بدی تا بهتر یادت بمونه! تا وختی موقع دورزدن یکی نیومده از چپت بزنه داغونت کنه نخواهی فهمید که همه چی راست نیست و محق نیستی! تا وختی زیر پات یخ و اب لیز رو تجربه نکردی نمی فهمی ترمز دیسکی و "ای بی اس" و "یی بی دی" کشکه. تا وختی . . . تا وختی نزدی و نخوردی و تجربه نکردی، نمیفهمی که باید بشاشی به تمام تئوریهات و تمام تعریفهای خوب و بدت و بایدها و نبایدهای زندگیت.

/ 6 نظر / 9 بازدید
شاراد

این قضیه بیخود بودن ترمز ای بی دی و امثالهم, من را یاد یه بنده خدایی انداخت که میگفت پیشرفت علم و تکنولوژیهای جدید و این قرتی بازیها جلوی وقوع حوادث رو نمیگیره! فقط باعث میشه حوادث هم بنا به دلایل پیچیده تری اتفاق بیافتن! قضیه مهارت رانندگی - و ایضا مهارت زندگی - هم همینه. فقط باعث میشه تصادفها و شکستها و مشکلات, بنا به دلایل پیچیده تری اتفاق بیافتن! کلا این زندگی زیاد قابل پیش بینی نیست به نظر من!

ستاره

خب کلا زندگی همینه ..مثل این مونه که بریون گود بشینی واسه این و اون راه بورنامه بریزی ..تا نباشی توش نمی تونی درک کنی

یامین

[خنده] [خنثی] خب من هیچ وقت سرعتم بالا نی! سبقت غیر مجازم نمی گیرم... مراقب چراغ قرمزم هستم ... تو سرما و لیزی و اینام سعی می کنم رانندگی نکنم... خلاصه که همیشه همه ی قوانینو رعایت میکنم... توی زندگیم همین جوریم ...در کل ... با شما موافخم [نیشخند] [متفکر] حالا به نظر تو این که می گن اگه می خوای کسی رو بشناسی موقع رانندگی بشناس چه ربطی می تونه به این قضیه داشته باشه!!!!؟؟؟؟ آخه داشتم می خوندم یهو اومد به ذهنم!!!!!

آبجی کوچیکه

آره تئوری با واقعیت خیلی فرق میکنه جدا..