پنیر

شونصد ساله دارم برا صبحونه نون و پنیر با چای شیرین می‌خورم هنوز که هنوزه ازش سیر نشدم و قول میدم تا خون در رگ ماست، نون پنیر صبحونه‌ی ماست!
داشتم فکر می‌کردم چی میشد ما آدما میتونستیم با خوردنیا ازدواج کنیم؟ چه زندگی شیرینی داشتیم؟ ابله

* بیخود نیست فرانسویا عاشق پنیرن!

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
برگ خزان

من صبحانه دوست ندارم [پلک]

آی گفتی! گردو هم اضافه کن که دیگه نور بر نور بشه [زبان]

برگ خزان

نگفتم نمی خورم گفتم دوست ندارم اخیرا به نون و پنیر و گردو علاقه پیدا کردم

آبجی کوچیکه

[نیشخند]

کیا

[خوشمزه] من حتما با یکی از زیر مجموعه ی پاستا و یا لازانیا ازدواج می کردم .

یامین

[نیشخند]اگه قرار بود با خوراکیا ازدواج کنیم من تا الان 100 تایی شوووووهر داشتم که...

سوسن

فرانسويها يه پنير هم دارند به نام پنير عشق! به نام پنير كممبر در كارخانه كاله هم توليد ميشود. délicieux

گندم

بیخود نیست که ننه بزرگها میگفتن مرد و با دو چیز میشه نگه داشت:شکم و زیر شکم.حالا حکایت شماست.