صداقت

تی وی تو سالن روشنه. یارو داره با یکی مصاحبه می‌کنه. فقط به عنوان یه صدا که دوروورم ساکت نباشه. گوشم بهش نیست. می‌شنوم بی اونکه بهش فکر کنم. یهویی انگاری برق گرفته باشدم. سه تا جمله شون تو گوشم پررنگ می‌شه. حواسم رو از کارم پرت می‌کنه. مجریه ازش سوال کرده تو خونه به خانومش کمک می‌کنه؟ آقاهه جواب میده نه! مجریه با ذوق و شوق داد می‌زنه "واااااااااااای چه صداقتی!! " . . .

فکرشو بکن. تشخیص صداقت به همین سادگیه. تنها به این ربط داره که جوابمون اونی نباشه که منتظرشیم. نمی‌دونم چطوری بگم. یعنی می‌دونین، رسما همه جا منتظر دروغیم. رسما. 
نه جون من تصور کن. صداقت یعنی اعتراف. اعتراف به بدی. هر چی بدتر، میزان صداقت بیشتر. و جالبیش می‌دونی چیه؟ اینکه تلویحا همه می‌دونیم که راست چیه و دروغ چیه. ولی حتی به خودمون هم دروغ می‌گیم. خودمون هم دروغگوییم. اگه کسی هم باشه که بگه بابا دروغه، همه چی دروغه، روش صدتا اسم می‌زاریم. چون تصور زندگی بدون دروغ برامون سخته. غیر ممکنه. چون نمی‌خایم آسایشی که این دروغها برامون ایجاد کردن رو از دست بدیم. حداقل اینطور فکر می‌کنیم که با همین دروغها راحتیم. دروغها کم دردسرن البته. 

/ 6 نظر / 5 بازدید
آبجی کوچیکه

از همه بهتر وقتاییه که آدم به خودش دروغ میگه..این قدر راحت میشه که...

قشتگ گقتی فیلم invention of lying رو همین محوره! شهری که کسی توش دوروغ نمیگه و یه دفعه یه نفر دوروغ میگه و ... فیلمش قوی نیست ولی موضوعش جالبه تو این فیلم در پی اختراع دروغ کم کم اختراع دنیای بعد مرگ و خدا و غیره هم شکل میگیره و مردم اینجوری بیشتر حال میکنند خلاصه اینجوریاس دیگه [چشمک]

یامین

دروغ دروغ دروغ... راس می گی ... اگه دروغ نباشه انگار زندگی پیش نمیره... انگار آدما عادت کردن به دروغای همدیگه... آره[خرخون]

کیا

متاسفانه همین طور است . اینها را الان اینجا می خوانیم ؛ متاسف می شویم ؛ فکر می کنیم ؛ تصمیم می گیریم حتی ، اما دو ثانیه بعد که کاری پیش می آید ..... دوباره .. از دوباره ...

سوسن

حالم گرفته شد. خداييش همين بود كه گفتي. مرده شور دروغ رو ببرند. البته بعضي وقتاش خوبه!